تاریخ ایران بزرگ (همچنین ایرانزمین یا ایرانشهر)شامل محدودهٔ جغرافیایی و حوزه تمدنی فلات ایران و جلگههای مجاور آن،شامل ایران، بخش بزرگی از قفقاز و آسیای مرکزی میپردازد. کاربرد تاریخی ایران تمام مرزهای سیاسی کشوری که تحت تسلط ایرانیان بود همچو میانرودان و اغلب ارمنستان و جنوب قفقاز را هم در بر میگیرد.
هگل فیلسوف بزرگ آلمانی، ایرانیان را نخستین ملت تاریخی و شاهنشاهی ایران را اولین امپراتوری تاریخ میداند.هنگامی که سخن از تاریخ ایران میرود، باید به این نکته توجه داشت که آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از آغاز تاریخ تاکنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیستهاند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی از انحاء ایرانی میخواندهاند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز و سرزمینهایی که از دیدگاه تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بوده زیستهاند. ایران گاه تاریخ ایران را از ورود آریاییها که نام ایران نیز از ایشان گرفته شده است، به فلات ایران آغاز میکنند؛ ولی این به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بوده است. پیش از ورود آریاییان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این محل شکفته و پژمرده شده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا بودند. برای نمونه تمدن نوشیجان در ملایر، تمدن شهر سوخته (در سیستان و بلوچستان)، تمدن ایلام (در ایلام و شمال خوزستان)، تمدن سیلک (در کاشان)، تمدن منائیان (در بوکان، کُردستان و جنوب آذربایجان غربی)، تمدن پارسوا (در پیرانشهر)، تمدن جیرفت (در کرمان)، تمدن الیپی (در کرمانشاه)، تمدن لولوبیان و تمدن تپهبور به ترتیب (در سرپل ذهاب و جوانرود)، تمدن گوتیان (در سنندج، کامیاران، روانسر و پاوه)، تمدن حسنلو (در نقده)، تمدن ربط (در سردشت)، تمدن دﻳﻨﺨﻮاه (در اشنویه)، تمدن کانیسیب و تمدن لاوین (در پیرانشهر)، تمدن گنج دره (در کرمانشاه)، تمدن زیویه (در سقز و دیواندره)، تمدن چغاگلان (در مهران)، تمدن تپه کفشگیری (در گرگان)، تمدن تپه شیخیآباد (در دینور)، تمدن گودین تپه (در کنگاور)، تپه علی کش در ایلام، تمدن تپه اسکندری (در شهر کُرد) تمدن اورارتو بهترتیب اهمیت (در سردشت، اشنویه، ارومیه و مهاباد)، تمدن نمشیر (در بانه و مریوان)[۱۴]، تمدن تپه فلکالافلاک (در خرمآباد، لرستان)[۱۵]، تمدن تپههای شهداد و زانا (در کرمان)، تمدن کاسیها (در کرمانشاه و کوهدشت، لرستان)، تمدن گیان (در نهاوند همدان)، تمدن تپه حصار (در سمنان)، تمدن یانیک تپه در تبریزو تمدن تپورها در تبرستان (مازندران) در سرزمین ایران بودند.
در حدود ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد، آریاییها در سه گروه مادها، پارسها و پارتها به سرزمین ایران مهاجرت کردند. در آن زمان، این کشور “ایران“، به معنی سرزمین آریاییها نامیده شد. پارسها، نیاکان فارسهای امروزی، در نواحی مرکزی ایران کنونی اسکان یافتند. مادها (نیاکان آذربایجانیها و کُردهای امروزی)، در منطقهای سکنی گزیدند که شامل همدان کنونی در شرق، کردستان در غرب و منطقه آذربایجان در شمال میشد. قلمرو مادها از جنوب به اصفهان، یکی از سکونتگاههای پارسهای هخامنشی منتهی میشد. پارتها در ناحیه بین گرگان، دامغان و نیشابور استقرار یافتند
گستره جغرافیایی
برتولد اشپولر میگوید ایران واقعاً یک واحد سرزمینی یکپارچه و معین نبود و اطلاعاتی که تا امروز باقی ماندهاند، نه واضح هستند و نه از دقت کافی برخوردارند که بفهمیم مرزهای ایران کدام مناطق بوده است و تنها میشود به تصویری ذهنی و حدودی اکتفا کرد. برخی مرزهای طبیعی مثل زاگرس و امتداد آن در قفقاز را میشود منطبق با مرزهای ایران پس از اسلام دانست. اران، ارمنستان و آذربایجان نیز تا کنارهٔ بیلقان و دربند، در ساحل غربی خزر، جزئی از این نواحی بود. در کرانههای جنوبی دریای مازندران، سرزمینهای دیلم، گیلان و مازندران از لحاظ سیاسی، چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام، دارای استقلال بودند ولی از نظر جغرافیایی بخشی از ایران بهشمار میآمدند. از گوشهٔ جنوبشرقی دریا به بعد مسیری گنگ است و نمیتوان مرز مشخصی برای ایران در این ناحیه مشخص کرد. بستر رودخانههایی همچون اوزبوی، اترک، آمودریا را میتوان مرز شمالشرقی ایران دانست. عربهای فاتح ایران مرز شرقی خود را مروالرود میدانستند. بادغیس و بوشنگ در دست یک وَزُرگ اداره میشد. پیش از اسلام، در هرات (در دست هپتالیان)، جوزجان، طالقان و فاریاب (در تخارستان) شرایط کاملاً نامشخص بود و معلوم نیست در هر زمان چه کسی بر چه چیزی حکومت میکرد. با فتوحات قتیبة بن مسلم این امر تغییر یافت و از نظر سیاسی، تا خاوریترین نقاط جزئی از خلافت اسلامی شد. خوارزم نقطهای دورافتاده بود که شاهانش با حاکمان مسلمان دوستی داشتند و ماورالنهر، تخارستان و فرغانه و همچنین شمال افغانستان امروزی (به مرکزیت بلخ) جزئی از فتوحات و قلمرو اسلامی بودند و در گسترهٔ ایران جای گرفتند. چینیها پس از کاهش قدرت ترکهای آسیای میانه، به غرب حرکت خود را ادامه دادند و تا چاچ، فرغانه، سمرقند و بخارا پیش آمدند ولی در نبردی پنج روزه، عقب رانده شدند و در حوالی رود طراز ایستادند. در زمان امپراتوری تانگ منطقه سغد به دست خلافت افتاد. در پایان قرن هشتم میلادی عربها با تبت نیز بر سر مرزها میجنگیدند. مرزهای ترکستان و فرارود با ایران در حوالی سیردریا و طراز، در زمان سامانیان تثبیت شد و بدخشان ناحیهای مرزی بود. مرز خراسان در خجستان، سیستان در بُست، کرمان در دریاچه و رود مشکل، شرقیترین نواحی بودند که ایران نامیده میشدند. مکران و بلوچستان تا ۹۲۵ میلادی مسلمان نشده بودند و جزئی از ناحیه سند بهشمار میآمدند. در کرانهٔ شمالی خلیج فارس، اعراب ساکن شده بودند و رفت و آمد و ارتباط با کرانهٔ مقابل عربی همیشه بسیار پویا بود و ادامه داشت. مرز از دهانه فرات و دجله (شط العرب) به شرق واسط تا غرب اهواز میرسید و این بخشی از ایران محسوب میشد تا به امتداد خط الراس کوههای زاگرس بپیوندد
